زبان جاری  :  
o
صفحه اصلی
o
در باره ما
+
محصولات و خدمات شركت
+
بانک اطلاعات قارچهای خوراکی و دارویی ايران
+
فرم ارائه خدمات به مشتري
o
سوالات احتمالی
+
گالري عكسها
o
اخبار و مقالات
o
آرشيو اخبار
o
عضويت در خبر نامه
o
تماس با مدير سايت
o
تماس با ما
o
نقشه سايت
o
RSS 2
o
كشت پژوهان
o
پذيرش آگهي
o
تصاوير آموزشي
+
آموزشگاه فني و حرفه اي كشت پزوهان
   آمار سايت
 صفحات بازديد شده : 305978
  بازديد امروز : 90
  کل بازديدها : 148333
 کاربران آنلاين : 3
شركت كشت پژوهان دماوند اولين دارنده مجوز توليد بذر قارچ در ايران ::  سايت بانک اطلاعات قارچهای خوراکی و دارویی ايران در حال راه اندازی است ::  علاقمندان به جمع آوري،شناسايي وتهيه كلكسيون قارچ هاي خوراكي، دارويي در ايران مي توانند با اين وب سايت در ارتباط باشند ::  كليه سوالات خود در زمينه كشت قارچ ، تهيه مواد، وسايل و تجهيزات مورد نياز واحدهاي توليد قارچ و ارائه بهترين و كم هزينه ترين سيستم كشت قارچ در مناطق مختلف ايران را با مديريت ابن سايت مطرح نموده تا پاسخ آنرا در حداقل زمان به طور خصوصي و يا در بخش پرسش و پاسخ دريافت نماييد. ::  علاقه مندان به تبادل لينك لطفا بامدير سايت تماس بگيرند :: 

 


 
شناسائي و طبقه بندي پلوروتوسها بومي ايران
توليد قارچهاي پلوروتوس يا همان قارچهاي صدفي در 10 سال اخير به طور مشهودي افزايش يافته است توليد قارچ پلوروتوس تقريباً 24-20% توليد كل قارچ جهان را تشكيل ميدهد
اين گروه از قارچهاي خوراكي به دليل ويژگيهاي منحصر به فرد خود ارزش قابل توجهي در تجزيه بقاياي سلولزي و لنيگو سلولزي دارند و جزء گروه قارچهاي تجزيه كننده اوليه هستند كه عمل تجزيه اين گروه از مواد را با ترشح آنزيمهاي خارج سلولزي از خود انجام مي-دهند. از اين رو، اهميت خاصي در مبحث بيوتكنولوژي صنايع غذايي دارند.
توليد قارچ خوراكي به عنوان غذاي انسان از بقاياي سلولزي، ضايعات كشاورزي و كارخانه جات صنايع غذايي بوسيله اين قارچ موضوعي است كه سالهاست مورد توجه محققين بوده و هست.
در جهان، كلاً حدود 20 گونه از اين قارچها شناسائي و نامگذاري شده است.
تحقيق حاضر به شناسائي و تعيين ويژگيهاي گونه هاي بومي قارچهاي صدفي يا همان پلوروتوسها در منطقه اسالم وتالش مي پردازد. منطقه اسالم و تالش از توابع استان گيلان مي باشد كه به دليل ويژگيهاي خاص جغرافيائي كه دارد مطالعه بر روي قارچهاي آن از اهميت خاصي برخودار است . بدين عبارت كه گونه هاي بومي قارچهاي آن منطقه به دليل محصور بودن طبيعي، ويژگيهاي ژنتيكي منحصر به فردي را مي توانند داشته باشند و اين درحاليست كه حفظ ذخائر ژنتيكي و بكارگيري آنها در اصلاح نژاد سويه هاي صنعتي، طي چند دهه اخير در سراسر جهان مورد توجه خاص بوده است و گامي مؤثر در حل مشكلات جوامع در حال توسعه بشمار مي آيد.
با اين ديدگاه سعي شده تا ضمن ترسيم يك نماي كلي از فلور قارچهاي خوراكي و غيرخوراكي منطقه، بطور اختصاصي انواع قارچهاي پلوروتوس يافته و با ابزار و امكانات موجود شناسائي شوند. البته، به دليل پيچيدگيهايي كه امروزه در تعيين دقيق جايگاه يك جاندار در طبقه-بندي موجودات زنده وجود دارد، به جرأت نمي توان گفت كه تشابهات ظاهري با گونه هاي رايج و شناخته شده اين گروه از قارچها مي تواند دليل هم خانواده يا همجنس و همگونه بودن آنها باشد. به عبارت ديگر، تشابهات ظاهري ميوه هاي قارچ صدفي، طبقه بندي دقيق اين قارچها را بسيار مشكل نموده است. با اين حال ، در كنار اهداف شناسائي و تعيين خصوصيات تغذيه اي اين قارچها، حفظ ژنوم و استخراج DNA ژنوميك آنها نيز مد نظر قرار گرفته و در اين راستا، ويژگيهاي DNA آنها بطور تقريبي با هم مقايسه شده است. اميد است كه اين عمل آغاز حركتي پويا در جهت بهينه سازي و اصلاح نژاد سويه هاي صنعتي قارچهاي خوراكي در كشورمان باشد.
 

پيچيدگيهاي طبقه بندي قارچهاي پلوروتوس
در مورد طبقه بندي قارچهاي پلئوروتوس، هنوز مشكلات و پيچيدگيهاي زيادي مطرح است. به همين دليل، قارچ شناسان حتي زماني هم كه مصممند در مقاله اي نام پلئوروتوس را براي قارچي با شباهتهاي ظاهري به اين قارچ بكار برند، دچار ترديد مي شوند. در واقع، نامگذاريهايي كه روي گونه هاي مختلف اين قارچ انجام گرفته و گاهي نيز در نتايج تحقيقات به آنها اشاره مي گردد، چندان درست نيست؛ مانند: نام پلئوروتوس ساجوركاجو يا پلئوروتوس ساپيدوس2 .
 

بر طبق نظريه Vilgalys و همكارانش در سال 1996 و همچنين نظريه Petersenدر سال 1995 بيشترين اطمينان در تفكيك گونه ها از طريق آزمايشات " سازش و تطبيق "3 بين گونه ها بدست مي آيد. Vilgalys گونه هايي را كه بر مبناي آزمايشات فوق الذكر در يك گروه قرار مي-گيرند " گروههاي داخلي سَتَروَن " 4 و Petersen آنها را " گونه هاي بيولوژيكي " 5 مي نامد.

 تاريخچه طبقه بندي قارچهاي پلوروتوس

در سال 1816 Nees Von Esenbackتصور مي كرد كه آگاريكوسها6 به تعدادي از واحدهاي كوچكتر قابل تقسيم هستند. (البته در چند سال اخير نام آگاريكوس به جاي پلي پوروس بر روي قارچهاي پره دار و ساقه دارگذاشته شده است. يكي از اين واحدهاي كوچكتر، گروهي از قارچها را شامل مي شد كه روي چوب رشد مي كردند و ساقه هايشان خارج از مركز10 يا كاملاً كناري11 بودند و يا اصلاً ساقه قابل مشاهده نداشتند، به نام بازيديوماتا شناخته مي شدند. همچنين او اعضاء اين گروه را كه صرفاً از روي خصوصيات ظاهري شناسائي شده بودند، به صورت غيررسمي در گروههاي كوچكتري چون: پلئوروپوس، سرپيدوتوس، آپوس، ريسوپيناتوس و غيره قرار داده بود.
فردي به نام Persoonدر اوايل قرن نوزدهم قسمتي از اين تقسيم بندي را پلئوروپوس ناميد.
Feries در سال 1821، قارچها را بر اساس رنگ اسپورهايشان از هم تفكيك نمود. به همين خاطر، انواع گروههايي با ساقه غيرمركزي و يا جانبي از هم جدا شدند.
شاخصترين قارچهاي پره دار، آگاريكوسها و پس از آنها لئوكوسپوروسهابودند. قارچهايي با اسپورهاي سفيد رنگ و ساقه جانبي كه داراي بازيدوماتا هستند، با نام تريبوسXIIپلوروتوس شناخته شدند. هرچند كه در اين گروه اجزائي وجود داشتند كه امروزه به عنوان جنسهاي " پلوروتوس هايفزيوس، لنتينوس، هوهنبوهليا، پلئوروسيبل و لنتيلوس " شناخته ميشوند، ولي اين نام (تريبوسXII پلوروتوس) به عنوان نامگذاري قابل تطبيق با تركيب گونه ها شناخته نشد و فقط به عنوان يك نامگذاري فراگونه اي مورد قبول واقع شد.
اگر چه چندتائي از نامهاي رايج كه پيشنهاد شده بودند به گروه بندي Friecتجاوز مي- كردند، ولي هسته اصلي گروه طي ساليان سال دست نخوده باقي ماند. اما بالاخره در سال 1872 Quelet با پذيرش همان هسته اوليه اي كه Friec در مورد گونه ها معرفي كرده بود، نام پلئوروتوس را با اين جنس تطبيق داد.
در سال 1867 قرار بر اين شد كه براي تمام علوم فرهنگ و اصطلاحات خاص آن علوم ساخته و معرفي شود؛ جامعه قارچ شناسان نيز از اين وضعيت مستثني نبودند. آنها نيز به تهيه فرهنگ لغات اهتمام ورزيدند و در سال 1935 بحثها خاتمه يافت و معلوم شد نام چه گونه هايي مناسب چه جنسهايي مي باشد؛ و بر همين اساس، در مورد جنس پلوروتوس مقرر شد كه نام گونه نيز در كنار آن قيد شود. مثلاً در مورد پلوروتوس استراتوس بايد گفته شود:
P. ostreatus (Jacquin: Fries) Kummer (1871)
بدين ترتيب جنسها شكل گرفتند و با علائم و قواعد امروزي تطبيق داده شدند. كار نامگذاري پلوروتوسها در سال 1986 توسط Viz , Miller ادامه يافت و طي آن معلوم شد كه به مرور زمان ويژگيهاي جديدي آشكار مي گردند كه مي توانند طبقه بندي را تحت تأثير خود قرار داده، بر اهميت برخي از خصوصيات تشخيصي قبلي بيافزايند يا از آن بكاهند.
بسياري از خصوصيات ظاهري قارچها براي محدود كردن جنسها بكار مي روند؛ اما تعداد كمي از اين خصوصيات ارزش واقعي دارند. مثلاً پره هاي زير كلاهك (بازيديوم1 پلئوروتوئيد) در قارچهاي پلئوروتوس لويس و پلئوروتوس دراينوس تا روي ساقه مركزي امتداد پيدا نمي كنند. همچنين اسپور سفيد كه مشخصه اين گروه مي تواند باشد، در مورد دو قارچ پلئوروتوس پولموناريوس و پلئوروتوس كورنوكوپيا، كه اغلب اسپورهاي متمايل به رنگ بنفش دارند، مصداق پيدا نمي كند. در مورد پلئوروتوس كاليپتراتوس نيز خصوصيت موازي بودن تيغه ها صدق نمي كند. " پرده زير پره ها " هم، كه اغلب در قارچهاي پلئوروتوس نبايد وجود داشته باشد، در مورد دو گونه پلئوروتوس دراينوس و پلئوروتوس كاليپتراتوس به طور واضح ديده مي شود.
اما خصوصياتي به ويژگيهاي شناسائي اضافه شده كه كاربردي تر از خصوصيات ظاهري ياد شده مي باشد. مثلاً وجود " قطره هاي ميكروسكوپي حاوي ماده ضد نماتود " بر روي ريسه- ها مختص جنس پلئوروتوس مي باشد و Millerدرسال 1984 و Petersenدر سال 1998 اعلام كردند كه اين خصوصيت مي تواند مشخصه اي براي پلئوروتوسها باشد.

 
Copyright © 2006-2010 Kesht Pazhoohan | Powered by Ravian
Best view at 1024 × 768