تاريخچه طبقه بندي قارچهاي پلوروتوس
در سال 1816 Nees Von Esenbackتصور مي كرد كه آگاريكوسها6 به تعدادي از واحدهاي كوچكتر قابل تقسيم هستند. (البته در چند سال اخير نام آگاريكوس به جاي پلي پوروس بر روي قارچهاي پره دار و ساقه دارگذاشته شده است. يكي از اين واحدهاي كوچكتر، گروهي از قارچها را شامل مي شد كه روي چوب رشد مي كردند و ساقه هايشان خارج از مركز10 يا كاملاً كناري11 بودند و يا اصلاً ساقه قابل مشاهده نداشتند، به نام بازيديوماتا شناخته مي شدند. همچنين او اعضاء اين گروه را كه صرفاً از روي خصوصيات ظاهري شناسائي شده بودند، به صورت غيررسمي در گروههاي كوچكتري چون: پلئوروپوس، سرپيدوتوس، آپوس، ريسوپيناتوس و غيره قرار داده بود. فردي به نام Persoonدر اوايل قرن نوزدهم قسمتي از اين تقسيم بندي را پلئوروپوس ناميد. Feries در سال 1821، قارچها را بر اساس رنگ اسپورهايشان از هم تفكيك نمود. به همين خاطر، انواع گروههايي با ساقه غيرمركزي و يا جانبي از هم جدا شدند. شاخصترين قارچهاي پره دار، آگاريكوسها و پس از آنها لئوكوسپوروسهابودند. قارچهايي با اسپورهاي سفيد رنگ و ساقه جانبي كه داراي بازيدوماتا هستند، با نام تريبوسXIIپلوروتوس شناخته شدند. هرچند كه در اين گروه اجزائي وجود داشتند كه امروزه به عنوان جنسهاي " پلوروتوس هايفزيوس، لنتينوس، هوهنبوهليا، پلئوروسيبل و لنتيلوس " شناخته ميشوند، ولي اين نام (تريبوسXII پلوروتوس) به عنوان نامگذاري قابل تطبيق با تركيب گونه ها شناخته نشد و فقط به عنوان يك نامگذاري فراگونه اي مورد قبول واقع شد. اگر چه چندتائي از نامهاي رايج كه پيشنهاد شده بودند به گروه بندي Friecتجاوز مي- كردند، ولي هسته اصلي گروه طي ساليان سال دست نخوده باقي ماند. اما بالاخره در سال 1872 Quelet با پذيرش همان هسته اوليه اي كه Friec در مورد گونه ها معرفي كرده بود، نام پلئوروتوس را با اين جنس تطبيق داد. در سال 1867 قرار بر اين شد كه براي تمام علوم فرهنگ و اصطلاحات خاص آن علوم ساخته و معرفي شود؛ جامعه قارچ شناسان نيز از اين وضعيت مستثني نبودند. آنها نيز به تهيه فرهنگ لغات اهتمام ورزيدند و در سال 1935 بحثها خاتمه يافت و معلوم شد نام چه گونه هايي مناسب چه جنسهايي مي باشد؛ و بر همين اساس، در مورد جنس پلوروتوس مقرر شد كه نام گونه نيز در كنار آن قيد شود. مثلاً در مورد پلوروتوس استراتوس بايد گفته شود: P. ostreatus (Jacquin: Fries) Kummer (1871) بدين ترتيب جنسها شكل گرفتند و با علائم و قواعد امروزي تطبيق داده شدند. كار نامگذاري پلوروتوسها در سال 1986 توسط Viz , Miller ادامه يافت و طي آن معلوم شد كه به مرور زمان ويژگيهاي جديدي آشكار مي گردند كه مي توانند طبقه بندي را تحت تأثير خود قرار داده، بر اهميت برخي از خصوصيات تشخيصي قبلي بيافزايند يا از آن بكاهند. بسياري از خصوصيات ظاهري قارچها براي محدود كردن جنسها بكار مي روند؛ اما تعداد كمي از اين خصوصيات ارزش واقعي دارند. مثلاً پره هاي زير كلاهك (بازيديوم1 پلئوروتوئيد) در قارچهاي پلئوروتوس لويس و پلئوروتوس دراينوس تا روي ساقه مركزي امتداد پيدا نمي كنند. همچنين اسپور سفيد كه مشخصه اين گروه مي تواند باشد، در مورد دو قارچ پلئوروتوس پولموناريوس و پلئوروتوس كورنوكوپيا، كه اغلب اسپورهاي متمايل به رنگ بنفش دارند، مصداق پيدا نمي كند. در مورد پلئوروتوس كاليپتراتوس نيز خصوصيت موازي بودن تيغه ها صدق نمي كند. " پرده زير پره ها " هم، كه اغلب در قارچهاي پلئوروتوس نبايد وجود داشته باشد، در مورد دو گونه پلئوروتوس دراينوس و پلئوروتوس كاليپتراتوس به طور واضح ديده مي شود. اما خصوصياتي به ويژگيهاي شناسائي اضافه شده كه كاربردي تر از خصوصيات ظاهري ياد شده مي باشد. مثلاً وجود " قطره هاي ميكروسكوپي حاوي ماده ضد نماتود " بر روي ريسه- ها مختص جنس پلئوروتوس مي باشد و Millerدرسال 1984 و Petersenدر سال 1998 اعلام كردند كه اين خصوصيت مي تواند مشخصه اي براي پلئوروتوسها باشد.
|